یاران بی ادعا
... آ نان که صادقانه خوا ندند سرود عشق را ...
بسم الله الرحمن الرحیم بنام خدا و براي خدا، در راه خدا اين وصيتنامه را مينويسم تا حجت باشد به آنكه بعد از من نگويند نا آگاه بود و نادان و بي هدف ، بلكه من زندگي ز حسين آموختم كه فرمود: مرگ با عزت به از زندگي با ذلت است . بار خدايا بنده اي هستم گناهكار و روسياه و شرمسار و در خود لياقت شهيد شدن را نمي بينم مگر آنكه تو خود بر من رحم كني و عنايت به من بنمائي شربت شهادت را ، خداوندا ، امروز نائب امام زمان با دم مسيحائي خود به ما ارزش انسان بودن و انسان شدن مي آموزد و روز امتحان است و اگر لحظهاي درنگ كنيم فرصت از دست رفته ، پس ما را ياري بفرما و راهنمايمان باش و از لغزشهاي نگاهمان دار تا به صراط مستقيم هدايت شويم ، اي مسلمانان جهان امروز تمامي كفر به سركردگي امريكا با تمام قوا در مقابل اسلام صف كشيده و اسلام و انقلاب اسلامي امروز به خون و جان ما نياز دارد تا ريشه اش محكم شود و اگر ما در اين امر قصور كنيم فرداي تاريخ هم در مقابل خدا و رسول خدا و هم نسل آينده مسئول خواهيم بود و جوابگو، و بر ماست كه به نداي « هل من ناصر ينصرني » امام عزيزمان لبيك گفته و به ياري او بشتابيم كه ياري او ياري اسلام و پيامبر است، « ان تنصرالله ينصركم و يثبّت اقدامكم » و اگر ياري كنيم خدا را ، خواهد نمود ما را در رسيدن به مقام والاي انسانيت ، و راهنمايي خواهند نمود ما را در رسيدن به هدف نهائي . امروز اين سعادت به من دست داده تا به كربلاي ايران جايگاه عاشقان خدا قرارگاه سرداران رسول گرامي و پويندگان راه علي و پيروان حسين و سربازان امام زمان (عج) و ياوران رهبر عزيز خميني كبير و راهيان شهادت و براي رسيدن به اين مكان چه انتظارها كشيدهام خدا ميداند و با آگاهي كامل و با عشق به الله به اين راه آمدهام تا براي رضاي او جهاد كنم و اگر سعادت پيدا كردم به ديدار خدا بروم و از اين تن خاكي عروج كنم و به خدا برسم ، و شما پدر و مادرم اگر من شهيد شدم غم مداريد چون من يك شهيدم و هرگز نميميرم و پيش معبودم روزي به من داده خواهد شد . ثانياً من امانتي بيش در پيش شما نبودم و شاد باشيد كه چه خوب دين خود را ادا كرديد و از اينكه در تربيت من خيلي زحمت كشيديد و من خيلي به شما اذيت كردهام حلاليت مي طلبم و ميخواهم كه در مرگ من زياد گريه نكنيد كه هم اجر من كم ميشود و هم ثواب شما . بلكه به خاطر خدا گريه كنيد و از ترس روز قيامت . برادران و خواهرم از اينكه خيلي شما را ناراحت كردهام و زحمات زيادي بخاطر من متحمل شدهايد اميدوارم مرا ببخشيد و تقاضا دارم از دامن امام دست برنداريد و اسلام را بوسيله فرد نشناسيد بلكه افراد را با معيارهاي اسلامي بشناسيد و از شما ميخواهم كه نگذاريد اسلحه من زمين بيافتد بلكه هر تكتك شما يك پاسدار براي اسلام باشيد . انشاءالله دوستان و برادرانم ، از همه عاجزانه حلاليّت مي طلبم و تقاضا مي كنم امام عزيز را تنها نگذاريدو به جان او دعا كنيد تا ظهور آقا امام زمان (عج) و در راه پياده شدن احكام و قوانين اسلام تا جايي كه ميتوانيد تلاش كنيد . همه شما را به خدا ميسپارم . از همه التماس دعا براي طول عمر امام را داريم 17/2/61 مرتضي ياغچيان قرارگاه كربلا مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لشگر31 مکانیزه عاشورا بسم الله الرحمن الرحیم درود بیکران بر یاران دین خدا که حاملان،عاملان و راهیان طریق قرآن که سنگر نشینان جبهه های حق علیه باطل و پرچم دار قرآن که تا هنگامه به اهتزاز در آوردن پرچم سرخ توحید بر ویرانه های ظلم و ستم لحظه ای از پای نخواهند نشست. اینجانب علی صفا موسی زاده؛ این پانزدهمین بار است که جهت اعزام به جبهه نور و دفاع از هدف قرآن و لبیک به ندای حق طلبانه ابراهیم گونه و موسی زمان امام خمینی عازم می شوم و وصیت خود را به پدر و مادر و اهل خانواده و دوستان و آشنایان می نویسم«رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند»مَلک از نور است،دارای عقل و دور از شهوت،ولی انسان دارای عقل و شهوت است و حیوان عقل ندارد ولی صاحب شهوت،اگر عقل انسان بر شهوتش غلبه کند مقامش از ملک بالاتر است چون محمد ابن عبدالله(ص)در معراج است ولی اگر شهوت و هوای نفس انسان بر عقلش غلبه کند از حیوان هم پست تر می شود(بل هم اضل ...)به تعبیر علی(ع)گنجی که در قلبهای مردم است از نوع طلا و نقره نیست بلکه سرمایه های فکری و هدایت در عقول مردم مدفون شده است مانند صاحب خانه ای نباشیم در خانه آن گنجی باشد غبار و خاک بر روی آن ریخته شده و متوجه نیست بر روی چه گنجی خوابیده است و بعد شخص دیگری پیدا شود و لایه خاک را بیرون بزند تا گنج آشکار گردد اینجاست که صاحب خانه می گوید عجب روی گنج بودم و خود خبر نداشتم حال فرصتی بدست آمده همه جا گنج است وقت آزمایش و برداشت گنج است و صدای«هل من ناصر ینصرنی»بگوش می رسد.موقعیّتی مناسب پیش آمده و حسین زمان در زمان ما قیام کرده از آنان نباشیم که دیگران در استفاده از گنجینه عقل از ما سبقت گرفته باشند؛ و ما در قیامت،زمان برداشت محصولی نداشته و شرمنده و رو سیاه نشویم. چنانچه خداوند در سوره عنکبوت آیه دوم می فرماید: «احسب الناس ان یترکوا ان یقولو آمنا و هم یفتنون» آیا گمان کردند که مردمان که گفتند ایمان آوردیم دیگر تمام شد و آزمایش نخواهند شد ایمان آوردن با زبان گفته شود با قلب قبول کند و عملش نشان دهد که ایمان دارد و متّقی است نه اینکه اگر بپرسی فروع دین چند تاست بگوید ده تاست،ولی بعضی ها را عمل کند و بعضی ها را از اصلش که کمی سخت است عمل نکند مثلاً نماز بخواند ولی به جهاد و تولی و تبری عمل نکند ما باید به فرموده حضرت علی(ع)در نهج البلاغه؛به حساب خودمان برسیم قبل از آنکه در قیامت به حساب مان رسیدگی شود.بنده علی صفا موسی زاده از روی عقل و منطق و لبیک به آیه قرآن«وقاتلوهم حتی لا تکون فتنه...»از دهان پاک پیامبر گونه امام خمینی،راه خود را یافتم و تا جان در بدن دارم از جبهه و یاری الله و هدف قرآن و مبارزه با دشمنان قرآن که در رأس آن آمریکا است خسته نخواهم شد. در حقیقت راه حق و جنگ حق علیه باطل در نتیجه مقابله قدرت تمام اسلام با تمام قدرت کفر است هزار بار بجنگم و شهید شوم دوباره زنده شوم هرگز از کشتن و کشته شدن هراس ندارم که چون طبق آیه قرآن«ان الله اشتری...»خریدار خون شهداء خود خداست. اما پدر و مادر و برادران و خواهران و دوستان و آشنایان از همه شما حلالیت می طلبم.باری پدر و مادر اگر این فرزند نا قابل البته هدیه تان در بارگاه باری تعالی مورد قبول واقع شد شما پدر چون حسین(ع)پدر شهید و شما مادر مثل زینب مادر شهید شدید بدانید در نتیجه شیر پاک و لقمه حلال شماست که هیجده سال فرزندت را پرورش داده و مانند علی اکبر ها و قاسم ها حسین گونه در راه حق هدیه نمودید و در اصل امانت را به صاحبش رد کردید. خدایا با تبعیت از امام اوّل حضرت علی(ع) حاضرم با ضربه هزار گلوله در جبهه شهید شوم ولی در رختخواب نمیرم طبق آیه قرآن«کل نفس ذائقه الموت»همة انسانها خواهند مرد امّا مردن با مردن،زمین تا آسمان فرق دارد یکی برای جنگ با مجری اهداف قرآن کشته می شود دیگری جنگ با دشمن قرآن کشته می شود مثلاً شمشیر علی(ع)برای چه بلند می شود و برای چه بر سرعمر ابن عبدود پایین می آید و در مقابل شمشیر ابن ملجم برای چه بلند می شود و برای چه بر سر علی(ع)پایین می آید. پس مردن در راه خدا از تمام مردن ها بالاتر است و بلکه هم زنده است در پیش خدا روزی دارند یعنی به میهمانی خدا رفته اند و چشم باز می کنند وجه الله را می بینند. پس پدر و مادر اگر شهادت نصیب فرزندت شد ناراحت نباشید اگر چه می دانم آن نیروی ایمان و تقوای که شما دارید ناراحتیهای دنیا را برای پاداش آخرت قبول می کنید و بدانید که خواست خدا بر این بود وگر نه آن موقع که تیر خوردم و یا ترکش اصابت کرد و یا غیره...شهید می شدم پس به قضا و قدر و خواست خدا راضی می شویم و مهر و محبّت خدا را بر مهر و محبت بی آلایش پدر و مادر ترجیح دادم و صبور باشید که«ان الله یحب الصابرین»و خوشحال باشید که اگر چه نبودیم به حسین کربلا کمک کنیم و حال توانستید فرزندتان را به یاری حسین زمان،درکربلای ایران،امام خمینی بفرستی و روی قبرم شیرینی بدهید که این افتخار به هر کس نصیب نمی شود سفارش به دوستان و آشنایان دارم شما اگر در در سنگر مدرسه یا در خانه و بیرو ن هستید بدانید خداوند لحظه ای از یاد شما غافل نیست حتی دم و بازدم شما درگرو قدرت خداوند است.پس اگر به اهداف خدا کمک کنید خداوند به شما کمک خواهد کرد. به خاطر خدا با دوستان خدا دوست شوید به خاطر خدا با دشمنان خدا دشمن شوید.به منافقین و به خود فروختگان و با دست اجانب که با شایعات و تؤطئه و قلم دشمنان خدا صدام وحامیان صدام را یاری کنند با آنان مبارزه کنید و بگذارید اینان اهداف شومشان را با خود به گور ببرند وحسد و بخل و آتش ایشان خودشان را بسوزاند و بدانید این عمل و مبارزه شما بس بزرگ و ارزش دارد که اگر توانستید مبارزه با نفس بکنی و جهاد کرده اید که پیامبر(ص)مبارزه با نفس را جهاد اکبر فرمودند. دستورات امام امّت،مجتهد اعلم ولایت فقیه امام خمینی را عمل کنید چنانکه حرف امام امّت حرف امام زمان(عج)تا به ترتیب حرف حضرت علی(ع)و حرف آن حرف پیامبر و حرف پیامبر امر خداست.پس هر کس از دستورات امام خمینی سر باز زند مصداق آیه شریفه«اطعیو الله...»گویی دستور خدا را اجرا نکرده است. خدایا تو را به محمّد و آل او قسم می دهم امام خمینی آن پیر جماران،آن شکننده بت و بت پرستان،آن در هم کوبنده فرعون و فرعونیان را تا ظهور آقا و امام زمان(عج)عمر داده تا حکومت اسلامی را بدست صاحبش برساند. الهی تو را به حق پنج تن آل عبا و به حق عزت جلالت قسم می دهم حتی این لحظه عمر بنده را قطع و به عمر امام خمینی بیافزا. با آرزوی طول عمر امام امت و پیروزی نهایی رزمندگان اسلام و بر افراشته شدن پرچم اسلام بر تمام ممالک اسلامی . محصّل علوم دینی حوزه علمیه اردبیل علی صفا موسی زاده موسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لشکر31 مکانیزه عاشورا
تاريخ تولد :1333 نام پدر :حسين تاریخ شهادت : 25/11/1363 محل تولد :آذربايجانغربي /مياندوآب /- طول مدت حیات :30 محل شهادت :شرق دجله در سال 1333 خداوند مهدي را به خانواده معتقد و با ايمان باكري در شهرستان «مياندوآب» عطا فرمود. مهدي خردسال بود كه از نعمت دستان نوازشگر مادر محروم شد. او تحصيلات خود را در اروميه آغاز كرد و از سال آخر دبيرستان همزمان با شهادت برادرش «علي» به دست مامورين ساواك به فعاليتهاي سياسي عليه رژيم پرداخت. پس از اخذ ديپلم وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسي مكانيك كسب علم نمود. منبع:كتاب من يك بسيجيام بسم الله الرحمن الرحیم با درود به رهبر كبير انقلاب امام امت و نائب برحق امام زمان (عج) و فرزند حسين (ع) و اميد مستضعفان و اميد بينوايان و پدر يتيمان و فرزندان شهداء ، سلام بر تو اي آيت خدا و اي حجت زمان سلام و درود محمد و آل محمد (ص) بر تو باد كه ملت ما را از خواب غفلت چندين ساله بيدار كردي و هدف ما را در اين نهضت به ما نشان دادي و طريق وصول به هدف را و سكوت را و راه قيام و انقلاب را و راه ميدان مبارزه را شناساندي ، اي امام و اي رهبر امت و اي پدر روحاني كه با بيان خود نفس طاغوتي ما را تزكيه نمودي ، بدان « تا آخرين قطره خوني كه در بدن دارم و تا آخرين دم حياتم مقلد و ماموم تو هستم به خدا سوگند يك لحظه از اين عهد و پيماني كه با تو بسته ام نظرم بر نخواهد گشت و آخرين خوني كه از بدنم بيرون ريزد نقش خميني رهبر خواهد بست . زيرا كه من اين وفاداري را از مكتب كربلا ، از پرچمدار ابا عبدالله (ع) آموختهام و عينيت اين وفاداري را از سيدمان و مولايم شهيد آيت الله بهشتي آموخته ام. و اي امام امت و اي اميد مستضعفان بدان كه من مقلد و مطيع امر تو كه همان اطاعت از رسول خدا محمد (ص) است ميباشم و تا آخرين قطره خونم سرباز تو و تو فرماندهم خواهي ماند . پيام به پدر و مادر : پدر و مادر عزيزم كه غم اندوه شهادت برادرم مهدي از دل شما بيرون نرفته ليكن مبادا از شهادت من و برادرم متاثر شويد و هر چه گريه ميكنيد گريه بر مصيبتهاي سرور شهيدان و اهل بيت او بكنيد ... اي پدر و مادرم خوشحال باشيد كه در سايه برنامه هاي تربيتي اسلام توانستيد فرزنداني را در خط ولايت و امامت بپرورانيد و همچو ابراهيم ، اسماعيل خود را به قربانگاه كربلاي ايران و به انقلاب اسلامي كه همان تداوم انقلاب انبياء است نثار كنيد و اما پدر و مادرم نه تنها بر مهدي و من و ديگر شهيدان گريه نكنيد بلكه گور و مزار ما را هم جستجو مكنيد ما همگي در آغوش هم و در كنار همديگر و در يك بستر و يك رختخواب آرميده ايم و اما پدرم و مادرم مبادا كه شهادت ما شما را به عنوان خانواده شهيد دچار غرور كند كه اين عين غلبه شيطان به قلب و روح انسان است و نيز شما اجر خود را در از دست دادن ما و گريه بر ما نخواهيد ، بلكه بر آن باشيد قدم در راه ما و در صراط اسلام بگذاريد و امام عزيز را تنها مگذاريد و در اين راه بينديشيد كه ما براي چه شهيد شديم و چه راهي را براي رسيدن به مقصود و معبود خود برگزيديم و در آخر از زحماتي كه در طي چندين سال براي تربيت من و برادرانم و خواهرانم كشيده ايد تشكر و سپاسگزاري مي كنم و از شما ميخواهم كه با لطف و بزرگي خود حق مادري و پدري كه بر گردن من داريد مرا حلال كنيد و دعا كنيد كه خداوند متعال از گناهانم در گذرد . فرزند شما علی پيام به همسر : همسرم ميدانم پس از من بايستي مشكلات زيادي را در تربيت و بزرگ كردن فرزنداني بدون پدر متحمل گردي ، در مرحله اول مژدهاي دارم به شما خانوادهام و دخترانم مريم و حنانه عزيزم و آن بشارت بزرگي است براي شما كه خداوند رحمان اگر توفيق شهادت نصيب اين بنده گنهكار بنمايد آنچنان وعده فرموده سرپرست اصلي شما خداوند متعال خواهد بود كه اين نعمت و رحمت شامل كمتر خانواده اي ميشود و تو همسر و فرزندانم حتماً شكر اين را بجا آوريد و شكرانة اين نعمت همان صبر و استقامت در برابر مشكلات و عبوديت كامل به درگاه خداوند متعال ميباشد . اميدوارم ضمن تربيت صحيح دخترانم بايستي مسئوليت پيامرساني خود را به عنوان همسر يك شهيد و به عنوان يك زن مسلمان انقلابي حزب الهي در كنار شغل مادريت با تمام حركاتت ، با تمام اعمالت و با صبر و بردباريت در برابر انبوه مشكلات و با خشمت و نفرتت بر عليه كفر جهاني به انجام رساني ، زيرا پيام خون و مظلوميت شهدا توسط شما شيرزنان به گوش جهان برسد تا به ياري خداوند متعال و امام زمان (عج) و فرماندهي و رهبري پيامبرگونه امام خميني (ره) زمينه تشكيل حكومت جهاني اسلامي براي ظهور آقا امام زمان (عج) فراهم گردد . به جامعه نشان بده كه چگونه ميتوان در عمل پيرو حضرت فاطمه زهرا (ع) و دخترش زينب سلام الله عليها بود ، و هم مادري خوب بود و هم پيامرساني آتشين كه پيامش تاريخ بشريت را تكان دهد . آخرين پيام شهيد : رفتن به جبهه و دفاع از كيان اسلام و قرآن براي مردان خدا تكليف و امتحان بزرگي محسوب ميشود زيرا جبهه آزمايشگاه مردان خداست تا كفر و شرك و الحاد و نفس از بنيان ريشهكن گردد و براي اين آزمايش بايستي از تمام وابستگي مادي و غير خدا گسست و عاشقانه بسوي خدا شتافت البته اين به آن معني نيست كه من به خانوادهام ، پدر و مادرم و فرزندانم علاقه ندارم بلكه در عين علاقة شديد به شما هميشه سعي كردهام كه وابسته به شما نباشم تا بتوانم در راه احياي دين خدا دست از علايق خود به راحتي بردارم و بدانيد كه از بدو انقلاب رسيدن به لقاءالله و ريخته شدن خونم در پاي درخت اسلام برايم اصل بوده و هست و جبهه آسانترين و نزديكترين صراط براي رسيدن به هدف است . البته بايد بدانيد هيچ جنگيدن و پيروز و با شكست ظاهري برايم اصل نبوده و نيست بلكه هدف تعهد در مقابل خداوند متعال و تسليم شدن محض به درگاه باريتعالي برايم نهايت بوده . وقتي همه فهميدهاند كه ميخواهم به عنوان تك تيرانداز در عمليات شركت كنم مرا نصيحت ميكنند و مشكلات زندگي و فرزندانم را به من گوشزد ميكنند و سعي ميكنند تجربهاي و مسئوليتم را برايم بزرگ جلوه بدهند و القا كنند كه براي سپاه و انقلاب و جنگ لازمتر هستم ولي همه بايد بدانند كه حرف من چيز ديگري و هدفم هدف والائي است زيرا توفيق شركت در مدرسه عشق و (بسيج) باارزش و نتيجهبخش خواهد بود ، زيرا ارزشهائي كه از شركت در جنگ به دور از مسئوليتهاي دنيوي براي يك فرد رزمنده ساده نصيب ميشود خارج از بحث و فكر عقل بشر حاكي است و تو همسرم و خانوادهام اگر نتيجه شركت در جهاد و دفاع از اسلام را بدانيد باور كنيد نه شما بلكه هيچ مرد مسلماني حاضر به ماندن در خانة خويش نخواهد بود كه من نتايجي بطور خلاصه برايتان مينويسم تا عظمت اين راه و علت وابستگي قلبي مرا به جبهههاي جنگ مشخص نمايد . در « مجمع البيان » است كه رزمندگان در راه خدا هنگامي كه تصميم ميگيرند و همت ميگمارند تا به جبهههاي جنگ بروند خداوند برائت آنها را از آتش مينويسد زماني كه براي رفتن به سوي جبهه جنگ مجهز و آماده ميشود خداوند در برابر ملائكه نسبت به چنين انسانهايي افتخار ميكند . در ميدان نبرد براي هر روز از عبادت رزمندگان در راه خدا پاداش عبادت هزار مرد را كه هزار سال خدا را عبادت كردهاند نوشته ميشود ، كه هر روزهاي سال برابر عمر دنيا ميباشد در زماني كه رزمندگان در راه خدا در مقابل دشمن قرار ميگيرد علم اهل دنيا از محاسبه ميزان ثوابشان قطع ميگردد . پس بدانيد كه جبهه براي مردان خدا خيلي زيباست زيرا هر چه در آن بيني نور خداست و صحبت شهادت و ايثار ، حرف ، حرف شهادت و آنچه بيني چهره مردان مصمم و جوانان معصوم كه با تمام وجودشان براي تكليف الهي در رفتن به خط مقدم سعي ميكنند بر يكديگر پيشي گيرند حال قضاوت كنيد كه انسان چگونه ميتواند مصاحبت و برادري چنين انسانهائي را ناديده بگيرد . و اما نهايت سخنم طلب رحمت از خداوند متعال براي براي شما خانوادهام ، همسرم ، پدر و مادرم است و درخواست حلالي اين بنده گنهكار و معصيتكار و اما از تمام رزمندگان بخصوص برادران لشكر عاشورا و سپاه منطقه پنج و قرارگاه خاتم الانبياء ميخواهم كه مرا حلال كنند زيرا ديگر برايم قلباً الهام شده كه اين بار اگر خداوند رحمان و رحيم بخواهد فيض شهادت نائل خواهد آمد لذا ديگر منتظر من نباشيد چون من به ديدار معشوق خود و در صورت لياقت به ديدار سرور آزادگان اباعبدالله الحسين و شهداي كربلاي حسيني ايران شتافتهام فقط التماس دعا و طلب بخشش و عفو ازدرگاه خداوند متعال دارم و فقط از هر دو خانواده ميخواهم كه در تربيت و نگهداري خانوادهام و بخصوص دخترم مريم و حنانّه عزيزم كوشش و دقت لازم را بنمائيد . والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته علي تجلائي موسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس لشگر31 مکانیزه عاشورا جبهه صحنه ایمان و اعتقاد بود جبهه جایگاه نماز شکر بود جبهه ایثار بود و شجاعت
مزار شهید :مفقود الجسد
او همزمان با تحصيل، مبارزات سياسي خود را عليه رژيم ظلم و استبداد در تبريز گسترش داد و پس از مدتي برادرش حميد را به منظور ارتباط با ساير مبارزان و تهيه اسلحه و مهمات به خارج از كشور فرستاد. پس از اتمام تحصيلات مهدي به سربازي اعزام شد اما فرمان امام را مبني بر ترك پادگانها، لبيك گفت و از آن پس زندگي مخفيانه خود را آغاز كرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و همزمان با تشكيل سپاه پاسداران به عضويت سپاه در آمد و در سازماندهي اين ارگان نقش مؤثري را ايفا نمود.
مدتي نيز در دادستاني دادگاه انقلاب خدمت كرد. او همزمان با فعاليت در سپاه، مسئووليت شهرداري اروميه را نيز بر عهده گرفت. با شروع جنگ تحميلي زندگي مشترك خود را آغاز كرد و بلافاصله پس از ازدواج (روز بعد از ازدواجش) عازم جبههها شد. شهيد باكري در پاكسازي منطقه از مزدوران شرق و غرب شبانه روز تلاش ميكرد و خدمات ارزندهاي را ارائه داد. او در عمليات فتح المبين در منصه رقابيه به عنوان معاونت تيپ نجف اشرف به مقابله با دشمن پرداخت و از ناحيه چشم مجرو ح شد و پس از آن در عملياتهايي چون بيتالمقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، والفجر مقدماتي، والفجر يك تا چهار و عمليات خيبر در سمتهاي مختلف شركت كرد و عاشقانه از ميهن اسلامي دفاع نمود.
او پانزده روز قبل (مدتي قبل)از عمليات بدر به خدمت رهبر و محبوبش امام خميني (ره) رسيد و اشكريزان از ايشان (او) خواست تا برايش دعا كنند كه شهد شيرين شهادت را بنوشد و چند روز بعد دعاي پير عشق و شهادت در حق مهدي مستجاب شد. بيست و پنجم بهمن سال 1363 در عمليات بدر فرماندهي لشگر عاشورا را به عهده داشت كه فرشتگان بال سبويش گشودند و خداوند رحمن او را به جوار خويش فرا خواند.
| Design By : Night Skin |


